محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 19
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
( 151 ه ق ) پس از حذف اخبارى كه زايد مىدانسته به انضمام توضيحات والحاقاتى تأليف كرده است كه اين توضيحات والحاقات تماما در أصل عربى كتاب سيره از گفتههاى ابن إسحاق مشخص ومتمايز است . أصل عربى كتاب سيرة رسول اللّه يا سيرة النبوية ، تأليف عبد الملك بن هشام ، به عنوان يكى از مصادر مهم تاريخ وقايع حيات پيغمبر أكرم صلعم در ميان مسلمانان شناخته شده است وآن را استادان خبر وحديث با ذكر سلسلهء رواة ، به مستمعين وشاگردان خود املا مىكردهاند . در عصر حاضر نيز اين كتاب داراى اهميت خاصي است ويكى از قديمىترين مراجع ومجموعههايى است كه اطلاعات واخبار مربوط به حيات پيغمبر أكرم صلعم را در بردارد ومستند علماى تاريخ است . با اين توضيح كه محمد بن إسحاق بن يسار المطلبي روايات واخبارى را كه در زمان خويش يعنى آخر قرن أول وأوايل قرن دوم هجرى ، در موطن اصلى خود مدينه ، از زبان اشخاص آگاه وموثق كه عدهء ايشان از صد نفر مىگذرد « 1 » ، به گوش خود شنيده وجمعآورى كرده ، طي سفرهاى دور ودرازش به مصر « 2 » وكوفه وجزيره و
--> - نصيبهء قيس بن مخرمة بن المطلب بن عبد مناف افتاد وبه همين جهت ، فرزندان وى را مطلبي يا مخرمى خواندهاند . از يسار سه پسر به جاى ماند به نامهاى إسحاق ، موسى وعبد الرحمن كه هر سه از راويان حديث به شمار آمدهاند . إسحاق پسر يسار نيز سه پسر داشت به نامهاى محمد ، أبو بكر وعمر ، كه هر سه از طالبان علم وعلماى حديث به شمار آمدهاند . تاريخ تولد محمد بن إسحاق را ذهبي در سير أعلام النبلاء ، ج 7 ، ص 34 ، بيروت 1401 ، ه ق ، مؤسسة الرسالة ، سال 80 هجرى قمري نوشته ووفات أو در بغداد به سال 150 يا 151 اتفاق افتاده است . براي اطلاع بيشتر دربارهء وى - مقدمهء سيره ، ص 2 ، ببعد ؛ ابن أثير ، أسد الغابة ، ج 4 ، ص 226 ؛ اردبيلى ، محمد بن علي ، جامع الرواة ، ج 2 ، ص 45 ؛ برقى ، رجال ، ص 10 و 20 ؛ بسوى ، المعرفة والتاريخ ، ج 2 ، ص 742 ؛ جماعيلى ، الكمال في معرفة الرجال ؛ جمحى ، طبقات فحول الشعرا ، ص 7 و 8 ؛ حاجى خليفه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 37 ؛ ابن حجر ، تقريب التهذيب ، ج 2 ، ص 144 وتهذيب ، ج 9 ، ص 40 ؛ خطيب بغدادي ، تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 215 و 221 - 227 ؛ ابن داود ، رجال ، ص 499 ؛ ذهبي ، ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 468 و 471 ؛ سامى مكي العاني ، دراسة في شعر السيرة النبوية ، مجلة آداب المستنصريه ، بغداد ، 1396 ، ص 73 ؛ ابن سعد ، طبقات ، ج 7 ، ق 2 ، ص 67 وج 9 ، ورق 242 ، نسخهء شمارهء 2835 ، احمد ثالث ؛ سمعانى ، انساب ، ق 513 ب ؛ ابن سيد الناس ، عيون الأثر ، ص 8 - 17 ؛ طبري ، تاريخ ، ج 1 ، ص 2062 - 2077 ؛ شيخ طوسي ، رجال ، ص 135 و 281 ؛ فوك ، منابع به زبانهاى اروپايى ، شمارهء 9 ؛ كشى ، اختيار معرفة الرجال ، ص 390 ؛ ابن النديم ، الفهرست ، چاپ قاهره ، ص 136 - ص 105 چاپ تهران ؛ ووستنفلد ، مقدمهء سيره ، ص 8 ؛ ياقوت ، ارشاد ، ج 6 ، ص 400 ، معجم الأدباء ، ج 6 ، ص 401 . ( 1 ) . براي أسامي كساني كه ابن إسحاق از ايشان كسب علم كرده - مقدمهء سيره ، ص 3 و 4 ، وصفحات پيش رو در كتاب حاضر . ( 2 ) . بنابر قول أحمد بن يونس صاحب تاريخ مصر ( متوفى به سال 347 ، شذرات ، ج 2 ، ص 375 ) محمد بن إسحاق در سال 115 به اسكندريه رفته . - مقدمهء ووستنفلد ، ص 6 ، سطر آخر وص 7 ، سطر 1 - 6 . محمد بن إسحاق از مصر به مدينه بازگشته وظاهرا در حوالي 130 آنجا را به قصد كوفه ترك گفته ( - فوك ، منابع به زبانهاى اروپايى ، فصل 3 ، حاشيهء 41 ) .